سر منشأ قصه ی اساسین ها ! ( قسمت سوم : معابد ، نابودی ، منجی )
پس از رهایی نسل بشر ، انسان ها با دنیایی پر از رمز و راز و مکان هایی ناشناخته و عجیب و غریب روبرو بودند ، که اصلی ترین آن مکان ها معبدهایی بودند که در اعماق زمین به دست اربابان قبلی با هدف پیشگیری از نابودی احتمالی حیات بر روی کره زمین ساخته شده بودند.ء
این معبدها طوری ساخته شده بودند که در صورت هرگونه نابودی و فاجعه به عنوان آخرین پناهگاه و امیدی برای بقای نسل باشند.سیستم ساخت این معبدها بسیار پیچیده و دقیق بود و با تکنولوژی بسیار پیشرفته اربابان ساخته شده بود.آنقدر پیشرفته که با فرمان صوتی دیوار سنگی جا به جا و با حرکت بر روی سنگ ها مسیر بعدی باز شود.ء
هدف هر معبد به طور جداگانه برنامه ریزی شده بود ، یکی برای رساندن پیام (معبد زیر واتیکان) ، یکی برای نگهداری از سیب بهشتی (معبد کلوسیوم) ، یکی هم برای نجات دنیا (معبد اصلی). ولی این معابد تا آن زمان به درد کسی نخوردند چون به دلایلی نتوانستند جلوی فاجعه ای که اتفاق افتاد را بگیرند، فاجعه ای که جان بسیاری از انسان ها و تقریبأ آخرین بازمانده های اربابان را گرفت.ء
این نابودی از فعالیت های نامعمول سطح خورشید به وجود آمد به طوری که تقریبأ سطح کره زمین را نابود کرد.ولی 10 هزار انسان زنده ماندند و البته تعداد بسیار اندکی از اربابان قبلی.آنها به کمک هم دنیای خود را از نو ساختند و اربابان در گذر زمان از صحنه تاریخ محو شدند ولی معبدهایشان با همان خاصیت ها باقی ماند.ء
اکنون سالیان درازی گذشته و دوباره خطر نابودی نسل بشر نزدیک است و یک نفر مسئولیت نجات جان انسان ها را دارد ، دزموند مایلز ، اساسینی که خودش دوست نداشت اساسین باشد ولی مسیر زندگی اش او را به جایی کشانده که منجی انسان ها باشد و آنها را از نابودی نجات دهد.ء
پایان
<< در مطالب آینده به قسمت های دیگری از سری بازی اساسینس کرید میپردازیم >>
نویسنده : محمد رضا رهنما








